دوست ، از من دور است...

دوست ، از من دور است...
قهرکرده ، .....شاید!
برلب پنجره ام
شب مرا می پاید


آسمان ، چادرِ خیس
غصه ها توی حیاط
آشپزخانه و من
اندکی «چای نبات»....


سرم از درد پُکید
باز لعنت ب خودم
من و صدبار مرور
نه! من عاشق نشدم!



من فقط پرسه زدم
بین پندار و شهود
باز تقصیر من است؟
دست من بود؟....نبود!
دیدگاه ها (۳)

تصور این که حالت خوب نیست داره عذابم میدهتویی که صدات شریک ت...

#اشک حسرت #پارت ۳۹آسمان : امید کنجکاو نگاهم می کرد وداشت عص...

پارت۳۰ #جدال عشق جیغ بلندی کشیدم اومدم عقب که از تخت افتاد...

داستان کوتاه

مافیای مغرور من

#رمان_اجبار_شیرین#پارت_سوم همگی سوار ماشین شدیم اول فری رو ر...

#رمان_اجبار_شیرین#پارت_سوم همگی سوار ماشین شدیم اول فری رو ر...

#پارت21جنیفر: چیزی گفتی؟آرش:نه پاکت شیر رو میز گذاشتم بی توج...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_381بعد یک ساعت تموم سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط