دو پارتی از هیوجین وقتی برادر ناتنیته

دو پارتی از هیوجین: (وقتی برادر ناتنیته....)

داستان از اونجایی شروع شد که تو بچه ی خانواده طلاق بودی و میشه گفت الان همچین بهتره چون اگر پدر و مادرت طلاق نمیگرفتن همه چی بدتر میشد، تو تک فرزند بودی و ۱۵ سالت بود به همین دلیل میتونستی خودت انتخاب کنی پیش کدومشون باشی که تو قطعا مادرتو انتخاب میکردی ولی چند باری پدرت رو میدی، مامانت بعد یکی دو ماه تصمیم گرفت که ازدواج کنه حسابی باهم درمورد این قضیه حرف زده بودید گفته بود که مرد خوبیه شغل و رفتار خوبی داره و درضمن یه پسر هم داره که اینطوری تنها نمیشم
راستش من راجب این قضیه مشکلی نداشتم چون سن مامانم زیاد نبود و خوب تصمیم می‌گرفت درضمن من دوست داشتم یه خواهر یا یه همدم داشته باشم و برادری که باهاش دعوا کنیم و خوش بگذرونیم....
از ازدواجشون سه ماهی میگذره و همه چی عالی بود تو دیگه اون حال بده سابق رو نداشتی حتی یه برادر داشتی که تو کارا بهت کمک میکرد، درسته اختلاف سنیتون زیاد بود و اون ۱۰ سال ازت بزرگتر بود ولی هواتو داشت برای همین مشکلی نداشتی پدر و مادرتون هردو میرفتم سر کار و بیشتر اوقات تو و برادرت باهم تو خونه تنها میموندید تو این اوقات یا گیم میزدید یا باهم می‌رفتید بیرون یا آشپزی می‌کردید یا بهت تو درسا کمک می‌کرد و خیلی چیزای دیگه...
اینبار تو و اون تو حال برای خودتون داشتید تو گوشی ور می‌رفتید و تو شروع کردی به صحبت کردن
ات: هیوجین یه سوال ازت بپرسم مسخره بازی درنمیاری؟
همون‌طور که تو گوشیش بود جوابت رو هم میداد
هیوجین: نه، بپرس
ات: تو چرا نمیری تو رابطه؟نکنه رفتی به من نمیگی؟هویییی قرار بود همه چیو بهم بگی -اخمو
گوشیشو خاموش کرد و بهت نگاه کرد
هیوجین: خب اولن که من بالاخره باید تایپمو پیدا کنم بعد دومن من هرکاری کنم به تو میگم و ما هیچوقت بینمون چیزی نیست سومن چی شد اینو پرسیدی
ات: خب....سوال شد....آخه هم داداش من حیفه و هم خب برام سوال بود چطور آخه نمیری تو رابطه، اینا به کنار به نظرت خواهر شوهر خوبی میشم؟
هیوجین: شاید
ات: عهههه
هیوجین: اره بابا خوبی -خنده- بیا پیشم
رفتی پیشش و بغلش کردی
هیوجین: ببینم ات تو منو به عنوان چه کسی میبینی آیا فقط برادرت یا چیز دیگه ای هم هست؟
ات: اوممم نمیدونم....تو خیلی رو زندگیه من تاثیر گذاشتی میدونی هرکسی نمیتونه به راحتی کنار بیاد اما از نظرم منو تو تا الان بهترین خواهر و برادر بودیم، تو همیشه منو کمک میکنی و مواظبمی چی از این بهتر
دیدگاه ها (۳)

دو پارتی از هیوجین: (وقتی برادر ناتنیته....)هیوجین: هوم...در...

سناریو: (وقتی که....)بخاطر پدرت که مأموریت مهمی داشته از سئو...

دو پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...)ات: عام سلام چان: اوه س...

دوپارتی از چان: (وقتی که هردوتون...)تو ات، ۱۹ ساله یه دختر ک...

نام فیک: عشق مخفیPart: 41ویو جیمین*دوساعت گذشت و بهوش اومد*ن...

Part:39. #ریاست.عشقکه دیدم ...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی عاشقت بوده اما بهت خیانت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط