با تو از شب هاے

با تو از شب هاے
سرد بے کسے مےگویم
از التهاب اشک
، از عبور سنگین لحظه ها
و سکوت مرگ آور حسرت،
در این صحراے بےپایان،
به روے ماسه هاےسرنوشت
خویش مے بارم
نه ناےرفتن دارم،
نه تاب ماندن
آرام و سنگین قدم بر مےدارم،
به کدامین سو،
نمےدانم
سر به سوےآسمان مےکنم،
معبودا!
از این همه گذشتن خسته ام،
پناهم ده امشب،
که از خویشتن گسسته ام،
به راه خود ادامه مےدهم،
چشمانم به دوردست هاخیره مانده،
گام هایم،
آرام و
آرام تر مےشوند،
دیگر سرما
تمام وجودم را گرفته
نفس هایم به شماره افتاده
و دیگر توان ایستادن ندارم،
هواے پریدن به سرم زده،
ندایے در من نجوا مےکند،
باور کن فردا خواهد آمد...
دیدگاه ها (۱۶)

و با تو از شب های سرد بی کسی می گویماز التهاب اشک، از عبور س...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_پنجا...

کارشناس خوب را مدیر نکنید!

ویدیو محصولات

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿هنوز دیر نیستهنوز صبرِ من، به قامتِ ب...

امام على عليه السلام:سه خصلت موجب جلب محبّت مى شود: خوش خويى...

گفتم عیبی نداره ولی ذوقم کور شد، گفتم عیبی نداره ولی برق چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط