کوچیکتر که بودم فکر میکردم تنهایی یعنی وقتایی که هیشکی خو

کوچیکتر که بودم فکر میکردم تنهایی یعنی وقتایی که هیشکی خونه نیست !
.
.
تنهایی یعنی شب ها اونقدر شعر بخونی و رو تختت فکر و خیال کنی تا بالاخره با اشک خوابت ببره و من همیشه اینگونه می خوابم …
دیدگاه ها (۳)

《برادره ناتنیم》(پارت ۲)ویو ا/توقتی تهیونگ اون حرف هارو زد ضر...

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

چندپارتی تهیونگ

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.از اون خاطره‌ه...

وقتی سر اینکه دیر خونه میاین دعوا کردین ....### نقطه شروع دع...

برده عمارت جئون

مافیای من

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط