من که مستعمره ام ، شعله به جانم تو بکش

من که مستعمره ام ، شعله به جانم تو بکش
قصد فتحم کن و از زیر زبانم تو بکش
.
تو بگو، حرف به حرفش همه بر گردن من
قاتلم باش! بیا خیمه بزن بر تن من
.
با سرانگشت کمی معجزه کن روی تنم
زیر گوشم تو بخوان "عاشقِ عاشق شدنم"
.
بغلم کن، بغلم شوق رسیدن دارد
بوسه با طعم عسل لذت چیدن دارد
دیدگاه ها (۱)

نمیبخشمت p.23

KIM V

من که مستعمره ام ، شعله به جانم تو بکشقصد فتحم کن و از زیر ز...

من که مستعمره ام ، شعله به جانم تو بکشقصد فتحم کن و از زیر ز...

با سرانگشت کمی معجزه کن روی تنمزیر گوشم تو بخوان "عاشقِ عاشق...

️:با سرانگشت کمی معجزه کن روی تنمزیر گوشم تو بخوان "عاشقِ عا...

من که مستعمره ام ، شعله به جانم تو بکش... قصد فتحم کن و از...

میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسرت حوا شدنتآمد...

میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسرت حوا شدنت.آم...

میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسرت حوا شدنت.آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط