پارت

‌‌پارت‌۱۵
Love
‌ویو‌‌هان‌
‌مینهو:‌ادبش‌میکنم‌....‌مشکلیه؟
‌مینهو‌میخاست‌منو‌بزنه‌
‌یعنی‌دیگه‌دوسم‌نداره؟
‌حالم‌بد‌شود‌‌سریع‌رفتم‌تو‌اتاقی‌که‌قبلا‌‌تو‌این‌‌خونه‌داشتم‌و‌درو‌مهکم‌کوبیدم‌
‌صدایه‌جرو‌بحث‌هاشون‌رو‌میشنیدم‌و‌داد‌های‌منهو‌واقعا‌ترسناک‌بود‌
‌ویو‌مینهو‌
‌جیسونگ‌الان‌چیکار‌کرد؟
‌در‌اتاقو‌کوبید؟
‌میدونه‌که‌بدم‌میاد‌ولی‌بازم‌اینکارو‌کرد‌سریع‌دویدم‌دنبالش‌که‌چان‌نزاشت‌
‌چان:‌ها.....‌چیه‌.....‌باز‌تو‌وحشی‌شدی‌؟......‌میخای‌دوباره‌مثل‌قبلن‌کتکش‌بزنی؟(‌‌با‌صدایه‌بلند‌)‌
‌مینهو‌:‌به‌تو‌ربطی‌نداره‌همسرمه‌دلم‌میخاد‌هرکاری‌میخام‌باهاش‌بکنم‌(‌عربده)
‌چان:‌من‌نمیزارم‌شوده‌کاری‌میکنم‌‌از‌هم‌جدا‌شید(‌عربده‌خشمگین)
‌تا‌تین‌رو‌شنیدم‌عصبی‌تر‌شود‌م‌و‌دست‌چان‌رو‌پس‌زدم‌و‌به‌سمت‌پله‌ها‌رفتم‌از‌پله‌ها‌بالا‌‌رفتم‌و‌به‌اتاق‌جیسونگ‌رسیدم‌‌درو‌با‌شتاب‌باز‌کردم‌و‌دیدمتو‌خودش‌جمع‌شوده‌و‌با‌ترس‌و‌چشمای‌خیس‌داره‌بهم‌نگاه‌میکنه‌‌
‌اما‌مگه‌مهم‌بود؟
‌سریع‌به‌سمتش‌رفتم‌بازوش‌رو‌گرفتم‌و‌کشیدمش‌‌سمت‌خودم‌از‌رویه‌تخت‌افتاد‌پایین‌کشیدمشوقتی‌داشتیم‌از‌پله‌ها‌میرفتیمش‌چند‌بار‌افتاد‌اما‌احمیت‌ندادم‌‌
‌وقتی‌به‌سالن‌رسیدیم‌با‌چان‌عصبی‌و‌سونگمین‌نگران‌مواجه‌شدم‌جیسونگ‌سعی‌داشت‌‌خودش‌رو‌به‌سمت‌سونگمین‌بکشه‌تا‌نجاتش‌بده‌اما‌‌از‌موهاش‌کشیدم‌و‌بردمش‌به‌سمت‌بیرون‌وقتی‌به‌حیاط‌رسیدیم‌بردمش‌داخل‌ماشید‌و‌رو‌سندلی‌جلو‌پرتش‌کردم‌
‌‌گریه‌میکرد‌‌....‌اما‌مهم‌نبود‌
‌تویه‌راه‌حرصم‌رو‌‌سر‌رون‌های‌خوشگل‌و‌کوچیک‌جیسونگم‌خالی‌کردم‌و‌‌بیفایده‌بود‌بخاطر‌همون‌چند‌بار‌مهکم‌رویه‌رون‌هاش‌و‌دیکش‌کوبیدم‌‌که‌داد‌های‌بلندش‌تقریبا‌گوشم‌رو‌کر‌کرد‌پس‌بلند‌داد‌زدم‌
‌مینهو:‌خفه‌شووو‌......‌دهنت‌رو‌ببند‌....(‌عربده‌و‌با‌حرص)
دیدگاه ها (۲)

‌‌پارت‌۱۶‌‌Love‌وقتی‌به‌خونه‌رسیدیم‌هان‌رو‌‌پرت‌کردم‌رویه‌مب...

روزتون‌مبارک‌خوشگلا

‌تو‌هیچ‌وقت‌نمیفهمی😅

Hidden love=part3««««««««««««««««««««««««««««««««««««Leeknow...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط