فیک جونگ کوک پارت 6 آخر

فیک جونگ کوک پارت 6 آخر
و هر شب گریه میکرد و داد میزد و اسم ات رو صدا میزد توحم میزد و ات رو میدید
الان 3 سال از اون ماجرا میگذره و کوک حالش بدتره و بدتر شده تا جایی که بردنش تيمارستان
کوک ویو تو تیمارستان
ات عزیزم کجایی چرا نیومدی (آروم) اتتتتتتتت(داد) کجاییییییی د بیا دیگه و قه قه میزنه اتثتتتت بیا منم با خودت ببر بیااااااا گریه و خنده باهم
2 ساعت بعد
کوک، پرستار میخام هوا بخورم من و ببر پشت بوم
پرستار، چشم
کوک، رفتیم رو پشت بوم اتتت سلامممممم عزیزممممم
ات درحالی که روی لبه ی اونجا واستاده میگه کوک عزیزم بیا باهم بریم
کوک، آره اومدم
بله کوک از پشت بوم پرید پایین و مرد
پایان
فوش ندین گناهههه
بچه ها ببخشید غمگین بود خودمم دارم سرش عر میزنم🤧🤧 اما قول میدم فیک بعدی شاد باشه فعلا
دیدگاه ها (۲۸)

چند پارتی درخواستی

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁷ویو: جونگ‌کوکهمین که رسیدیم، هنر...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

تک پارتی وقتی بهت خیانت کرد ولی فهمید ....... ( علامت ها ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط