قصد دارم غزلم را به تو تقدیم کنم
قصد دارم غزلم را به تو تقدیم کنم
شاه بیت غزلم را ، ز ، تو ترسیم کنم
قصد دارم بنویسم ز محبت ، از عشق
ولی از قبل ، دلت را تهی از بیم کنم
قصد دارم غزلم را بِسُرایم با عشق
مزد آن قلب تو را یک شبه تسلیم کنم
خواهشم برتو همین است بخوانی باعشق
تا دو چشمان پُر از اشک تو از سیم کنم
غزلم پُر شده از محنت و از درد و غمت
خواستم با نگه مست تو چون ، نیم کنم
غزلم گشت تمام و نفسم بند آمد
قصد دارم غم خود با تو چو تقسیم کنم
گر چه سخت است برایم که ببینم اشکت
قصد دارم غزلم را به تو تقدیم کنم
شاه بیت غزلم را ، ز ، تو ترسیم کنم
قصد دارم بنویسم ز محبت ، از عشق
ولی از قبل ، دلت را تهی از بیم کنم
قصد دارم غزلم را بِسُرایم با عشق
مزد آن قلب تو را یک شبه تسلیم کنم
خواهشم برتو همین است بخوانی باعشق
تا دو چشمان پُر از اشک تو از سیم کنم
غزلم پُر شده از محنت و از درد و غمت
خواستم با نگه مست تو چون ، نیم کنم
غزلم گشت تمام و نفسم بند آمد
قصد دارم غم خود با تو چو تقسیم کنم
گر چه سخت است برایم که ببینم اشکت
قصد دارم غزلم را به تو تقدیم کنم
- ۷۳۴
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط