روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید,

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید,

حالیا چشم جهانی نگران من و توست...



#سایه
دیدگاه ها (۱)

نرسیدن، رسیدن محض است...آبزی، آب را نمی بیندهر که در ماه زند...

وقتی میگوییم: "دور "دور از کجا؟هرکس بایدیک نفر را داشته باشد...

نمِ باران نشسته روی شعرم... دفترم یعنی!نمی بینم تو را ابری س...

گفته بودم بی تو می میرم ، ولی این بار نهگفته بودی عاشقم هستی...

در روزگاری که جنگ و مشکلات معیشتی بر ایران عزیزمان سایه اندا...

ما می‌گیم محوِش شدیم ولی شاعر می‌گه:سوزشِ چشم من از لذتِ زیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط