عقرب در قمرت پاک بهم ریخت مرا

عقرب در قمرت پاک بهم ریخت مرا
عطش چهره ی نمناک بهم ریخت مرا


مستی لعل لبت درخور اغیار مباد
سرخوشم یار که این تاک بهم ریخت مرا


عشق تو چون شرری خرمن جانم را سوخت
سوزش سینه ی صدچاک بهم ریخت مرا


" آسمان بار امانت نتوانست کشید "
طالع و قرعه ی افلاک بهم ریخت مرا


بیستون نام تو را تا که شنید از فرهاد
به خدا ناله ی پژواک بهم ریخت مرا


تا نگاهم به سر کوچه ی معشوق رسید
دست غیب آمد و بی باک بهم ریخت مرا


من که در سنگدلی شهره به عالم بودم
عاقبت غمزه ای از خاک بهم ریخت مرا
دیدگاه ها (۸)

شانس من تو زندگی :))🥴🥴😕😕😂😂

خنده های شیرین..

خنده های شیرین...

خنده های شیرین..

خنده بازار...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

کپی ممنوع

سریال ترکی

#اخرین_پست_امشب 🙏🏻🌹بعضی شب‌ها، آدم فقط دلش می‌خوادشهر بخوابه...

کپی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط