هر که باز آید

هر که باز آید
زِ در پندارم اوست
تشنه مسکین
آب پندارد سراب...!!

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

آب رفته گر چه باز آید به رودماهیِ بیچاره اما مُرده بود ...

باز از کرب و بلا نغمه لا می آیداین صلا دم به دم از کرببلا می...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

حکایتی از گلستان سعدی به مناسبت #روز_طبیبیکی از ملوکِ عَجَم ...

🦊🐺 خرها فکر می‌کردند با آمدن کفتار، بالاخره زندگی‌شان بهتر م...

تهران را شمر نفرین کرده است!

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

آنکس که نداند و نداند که نداند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط