آسمان بیدار کرد از خواب خوش خورشید را

آسمان بیدار کرد از خواب خوش خورشید را

عشق زد بر گردنش یک رشته مروارید را

عطر نرگس ها وزید و باز باران خنده کرد

مست کرد از گوشه ی هر نغمه اش ناهید را

باد بر گیسوی باغ انتظارش شانه زد

تا به رقص انداخت موجش شاخه های بید را

ماه پشت پرده بالا زد حجاب ابر را

تا زمین بهتر ببیند آنچه می تابید را

چند قرن است این غزل ها از بیانت عاجزند

واژه ها وا کرده اند اینجا لب تمجید را

ای یقین محض هرکه پشت در جامانده است

می رسد روزی که می کوبد در امید را

آه! وقتی لحظه ی تحویل دل ها باشی و...

با اذان خود گواراتر کنی این عید را

من کلاس اول شعرم اجازه یک سوال

می زنی بر دفترم با مهر خود تایید را؟

برچهره دلربای مهدی (عج) صلوات

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۱۳)

ماه و شبحپارت دهم | خواستگاری غیرمنتظرههشت روز...از مهمان نا...

باد خنکی می‌وزید. خورشید در آسمان می‌تابید. گرمایش را روی بد...

حلقه مار P:16نیمه‌شب. خانه‌ی تام ریدل.باد خنکی از پنجره‌ی نی...

تکپارتی درخواستی جونگکوکعنوان: "نغمه‌ای از میان باران"درست ا...

ماه و شبحپارت چهارم | ردپانور صبح از پنجره‌های بلند اداره پل...

محمد حقوقی

باز باران،با ترانه،با گهرهای فراوانمی‌خورد بر بام خانه.آب چو...

آوای دروغین

قادر طهماسبی شاعر میانه‌ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط