سناریو از باتن پارت یک

سناریو از باتن پارت یک 🥳

مایکی : این جلسه برای اینکه یکی حساب باتن رو هک کرده

ران : بیخیال مایکی تو که عحل شوخی نبودی!بودی؟

ریندو : خب الان می‌خوایم چی کار کنیم ؟

سانزو : کدوم خری جرعت کرده باتن رو هک کنه @#&$¥£€

مایکی : الان ردش رو زدیم یکی از اعضای شیطان سیاه یه باند تازه کار پس ریندو و سانزو شماها میرین دنبالش

ریندو و سانزو : های ( چشم )

فردا

سانزو : هوی ریندو چیزی فهمیدی؟

ریندو : آره هکره یه دختره ۱۶ یا ۱۷ ساله مدرسش هم ا/ک هست و خانوادش هم آلمان هستن

سانزو : آخ یه بچه چطوری باتن رو هک کرده

ریندو : حرف رو ول کن اول بگیریمش

چند ساعت بعد

ریندو و سانزو رفتن دفتر مدرسه

مدیر : ا/ف ا/ت (اسم و فامیلیتون) با وسایلت بیا دفتر

میشیمیا (دوست ا/ت ) : چی شده ؟

ا/ت : نمیدونم

ا/ت میره دفتر و ریندو و سانزو رو میبینه

ا/ت زمزمه : نانده؟؟؟؟ (چرا )

سانزو دست ا/ت رو میگیره میبره تو ماشین ( ریندو و سانزو جلو نشستن و ا/ت عقب )

ریندو : خب خانم کوچولو دستت رو شد البته تعجبی هم نداره

یومی خیلی آروم: من کوچولو نیستم

ریندو و سانزو : خنده
.
.
.
پارت یک تموم شدددد🥳
امیدوارم خوشتون بیاد ♡
دیدگاه ها (۲)

p2توی عمارت ا/ت : کجا میریم؟میرسن به ران ران : اوه پس این کو...

p3پارت جدیددد هیچ ایده ای برای شیپ ندارم ..........مایکی داش...

کونیخ مادر جنده هفتاد و یکی مطلب بود کصکش بدبخت ندار برو اول...

بچه ها یه کونی کاریه مادر جنده ای اومد کل مطلب هایی که از دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط