☘️وایبِ زمین!

☘️وایبِ زمین!
زندگی در دیستوپیا، زندگی در پشتِ‌بام های چند طبقه است. در این بُرهه از زمان، بی‌شک زندانی هم کسی اَست که نتواند طلوع و غروب افتاب را از پنجره‌ی نگاهش ببینید‌. در هر حال، امروزه پلک زدن هم هزینه دارد؛ چه رسد به نگاه کردن.
چند طبقه آمدم پایین و آزاد گشته از آپارتمان، برای سفر به بازار. لاجرم مکانی که هزینه ندارد‌، کفِ بازار است‌. هرقدر سر باز تر، زنده تر‌. درازا تر، مبهم تر. حیف که بلیطِ پرواز به افقِ نوستالژیک، و اسباب تحکیم و تثبیت و توسعه‌ی وحدت انسانی فراهم نشده و پایْ گذاشتن به بیرون، تلقی می‌شود به قدم نهادن در مغازه. شما متوجه نمی‌شوید! اِنَّکَ بالوادِ المقدسِ المِیدون؛ استعاره از کارتن‌های مخملی؛ رنگ شده به شعارِ زنده باد بازار...
به به! مِن بابِ واژه آراییِ «تِ» و عشق بازیِ «بِ».☘️

https://wisgoon.com/mahdiar_h_n

❤️پ.ن: متن باتوجه به اسلاید سوم از آقا مهدیار...نظرات مربوط به پست نگهداری میشه و نظرات بی ربط بدون رودرواسی حذف میشه حتی جواب هم داده نمیشه...❤️

#انجمن_نویسندگان_پرواز
#مهدیار
دیدگاه ها (۱۰)

☘️حرفهایی در گوشه ی چشمهایم به اعماق چاله ای به نام گلو میرو...

❤️زیباترین خواهر دنیاامروز روز توستروز میلادت دنیا تبسم کرده...

لذتی که در خرید کردن از بازارهای محلی داره تو هایپر مارکتهای...

☘️از قدیم با رب انار و لواشک و کلا ترشی جات حال نمیکردم ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط