زنگ زدم 2afm گفتم الو میگه : الو صدامو داری ؟! میگم : اره

زنگ زدم 2afm گفتم الو میگه : الو صدامو داری ؟! میگم : اره میگه:


خستم از خاطرات موندگارت ......





بابا این با همه مشکل داره بعدش زنگ زدم مجید خراطها ؛ هنوز الو نگفته



، میگه : تیغ و بردار دستمو خط خطی کن ، تلافیه ..... مرتیکه میخواست



یه قتل بندازه گردنمون



زنگ زدم تتلو؛ هی میگم : الو! میگه : چرا قطع کردی ؟! هی میگم : امیر !



میگه : دوباره قهر کردی ؟!





زنگ زدم یه شماره ؛ هی میگه : امی امی امی امی امی ...... آخرش



میگه : امید جهانه با حامد پهلان !



خدایا توبه ....... !
دیدگاه ها (۶)

رقص مرگ و عشقp⁶"ویو جونگکوک"رفتم کنار‌ هی‌جا(مامان ا.ت)و کنا...

رمان

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

The Secret Between Light and the Stageپارت 8 میخواستن آهنگ ج...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

پارت ۲۸ جونگ کوک:وایسا ...تو ...چرا انقد یونا:من‌ باید برم ف...

زنگ زدم به یاس گفتم الو میگه: از چی بگم برات توقع داری چی ...

زنگ زدم به یاس گفتم الومیگه: از چی بگم براتتوقع داری چی از ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط