تک پارتی هان

تک پارتی هان

ویو ا/ت: امروز میخوایم با هان و لینو به بار بریم
هان زنگ زد
هان: سلام عزیزم خوبی
ا/ت: چرا زنگ زدی
هان: حالتو میپرسم مگه چیه
ا/ت: رو پوستم ماسک گزاشتم و الان حمومم برو میخوام حاضر شم
هان: اوکی بای
ا/ت: بای
ویوا/ت: من از حموم در اومدم رفتم یکی از لباسای خوشمل و بازم رو انتخاب کردم و میدونستم که هان از اینجور لباسا بدش میاد ولی باز پوشیدم اومدم نشستم رو صندلی و جلوی اینه یه میکاپ لایت جذاب زد م و به هان زنگ زدم
ا/ت: سلام خوبی بیب کجایی اماده شدم
هان: تو راهم دارم میام
ا/ت: اوکی
هان: بیا پایین
ا/ت: چه زود اومدی
هان: بله دیگه، حالا بدو بیا لینو همش زنگ میزنه
رفتم پایین و سوار ماشین شدم و رفتیم بار
لینو: سلام، بالاخره اومدین خدایا ممنون دعا هام قبول شد
هان: سلام، هی منظورت چیه
لینو: هیچی هیچی ولش کن بیاین بریم بشینیم
هان و ا/ت: اوکی
پرش زمانی ۱ ساعت بعد
ویوهان: ا/ت خیلی مست کرده بود طوری که میخواست زمینم ببوسه
هان دنبال ا/ت گشت اما پیدا نکرد تصمیم گرفت زنگ بزنه که دید گوشیشو جا گزاشته یه دفعه لینو گفت هان هان اونو ببین دیدم ا/ت داره یه پسر دیگرو میبوسه رفتم سمتش
هان: تو چیکار کردی ا/ت
ا/ت: تو کی هستی، اسممو از کجا میدونی تازشم من با دوست پسرم هان دارم میرقصم
هان: هان منممممم
ا/ن: نخیر اون خوشگل تره
هان:((خنده شدید)) بیا بریم عزیزم
ا/ت: نکننننن
هان دست ا/ت رو گرفت و رفت پیش لینو
هان: ما دیگه بریم ا/ت خیلی مست کرده
لینو: اوکی بای
ویو ا/ت: اونقدر مست بودم نمیدونستم کی به کیه هان محکم دستمو فشار داده بود و دستم کبود شده بود منو محکم پرت کرد ماشین و بدون هیچ حرفی برد خونه
هان: خب توضیح بده ((با عصبانیت))
ا/ت: چیو توضیح بدم داشتم دوست پسرمو میبوسیدم و میرقصیدم
هان عصبانی تر شد و رفت آشپزخانه و یه پارچ اب سرد اورد و ریخت روی ا/ت
و ا/ت به خودش اومد و گفت: هان یعنی من تورو نبوسیدم پس کیو بوسیدم
هان: یه پسر دیگرو
ا/ت:((با حالت کیوت)) ببخشید
هان: میبخشمت اما تنبیهت سرجاشه
ا/ت: ترو خدا نه
هان: اوکی((تو ذهنش داره برات))
ا/ت رفت بالا تا لباسشو و عوض کنه هان رفت تو اتاق و در رو قفل کرد و رفت تو اتاق
ا/ت: چرا اومدی تو
هان: امممم بعدا میفهمی
مچ دست ا/ت رو گرفت و پرتش کرد رو تخت و روش خیمه زد و گفت
هان: فک میکنی من از تنبیهت میگذرم
ا/ت: ها
که یکدفعه هان لبای ا/ت رو گاز زد که ا/ت جیغی زد و هان تحریک شد و یک دفعه لباسش رو پاره کرد و ا/ت رو از رو تخت پرت کرد زمین
ا/ت: چیکار میکنی
شششش دهنتو باز کن ببینم ددی میخوادت
و بعد هان لباساشو و در اورد
ا/ت: نمیخوام همراهیتم نمیکنم
هان: پس دردت زیاد میشه یا همراهس کن یا فردا بیمارستانی
و بعد دی. کشو دهن ا/ت کرد و....... شب درد و خشن تبدیل شد
(نمازتو خوندی اینو میخونی)
دیدگاه ها (۲)

یسسس

پارت دو #رمان ا/ت به خونه رسید وقتی رسید رفت شام خورد نامرا ...

ویو کوکبعد ۴ ساعت بلاخره اومدم خونه که دیدم ا/ت نیست و دوتا ...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط