یک صبح زود
یک صبحِ زود
یک صبحِ زودِ قشنگ
خواهیم رفت
همان طرف های دورِ آشنا
می گویند آنجا
کوچه هایی دارد عجیب،
غرقِ نور و سلام و تبسم
می گویند آن جا
نسترن ها نماز می خوانند
آب، اهل آوازِ رفتن است
و ملائکی بی سوُال
پیاله های پُر از مِی را
بر چینه های ستاره چیده اند
هوا خوش است
و کلمات،
همه ی کلمات
از هر چه گفته آزادند.
یک صبحِ زودِ قشنگ
خواهیم رفت
همان طرف های دورِ آشنا
می گویند آنجا
کوچه هایی دارد عجیب،
غرقِ نور و سلام و تبسم
می گویند آن جا
نسترن ها نماز می خوانند
آب، اهل آوازِ رفتن است
و ملائکی بی سوُال
پیاله های پُر از مِی را
بر چینه های ستاره چیده اند
هوا خوش است
و کلمات،
همه ی کلمات
از هر چه گفته آزادند.
- ۲۶۱
- ۰۱ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط