زندگانی تنها

زندگانی تنها
سوگ یا مرثیه نیست .
گر چه گاهی
هجمه ی دیو سیاه تقدیر
خوان هر بند از این پیکره را
لرزه می اندازد .
زندگی طعم گس خنجر نیست
که به بالین حماسه
فرود آید و آه .
زندگی یک غزل است
غزلی ناب به وزن مهتاب
و زلال است چو آهنگ خوش جاری آب
شاه بیتش که نگاهت باشد
باور خویش در آن می شویم
پهن در ساحت هرم نفست
بوی نای غم از آن می گیرم .
زندگانی زیباست
اگر از حادثه ی خضر لبت
جاودانی یابد .
زندگی مرثیه نیست
زندگی با تو همه زیبایی است .


دیدگاه ها (۱)

به بغل کردن یک حادثه در خواب قسم...به هیاهوی سکوت دل مرداب ق...

من در اندیشه ی یک باغ پر از عطر حضور نفستکه کند خلوت تنهایی ...

من به دنبال کسی می گردم....که در این ورطه ی طوفان زده ی بیشه...

می رسد روزی که بی هم می شویم               یک به یک از جمع ه...

«دائرةالمعارفِ جامعِ قدرتِ علوی»دکترینِ حَد و معماریِ اقتدار...

«دائرةالمعارفِ جامعِ قدرتِ علوی»دکترینِ حَد و معماریِ اقتدار...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

امیدوارم ازدستش ندین.چون خونِ خدا، بیا مسلمان باشیمیا حداقل،...

قدرت روحی اباعبدالله علیه السلام‏مخصوصاً خود اباعبدالله که ب...

گاهی با خود می اندیشم می توانستم با لبخندی این فاصله را بردا...

#فضیلت_ام_البنین_علیه_سلام🔆۴ -- شاعری فصیح و اهل فضل و دانش🔰...

ِصفرُمین روز:نقطه ی صفر! اکنون درست در نقطه ی صفرِ تاریخ و ز...

رمان تابستان با جاسپر(درباره سوگ و از دست دادن)

غدیر؛ تجلیِ عدالتِ ممتد در پیکره‌ی تاریخدر میانِ هیاهوی زمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط