ایرادی ندارد...

ایرادی ندارد...




این شب ها...




که من تو را آه می کـشم...




تو در آغوشی دیگر...




نفس عمیق بکش...




تا دیوانه تر اش کنی...




*** *** *** *** ***


باید فراموشت کنم...

چندیست تمرین می کنم...

من می توانم...!

می شود...!

آرام تلقین می کنم...

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست...

تا بعد، بهتر می شود...

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم...

من می پذیرم رفته ای...

و بر نمی گردی همین...!

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم...

کم کم ز یادم می روی...

این روزگار و رسم اوست...

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم...
دیدگاه ها (۴)

نفس می‌کشم. همین. نه برای فردایی که نیامد، نه برای خاطره‌ای ...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش چهارم_نفسم بند آمده.باید ...

آخرین بحث پارت ۸

فیک : بین راندها

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

🎭 آخرین نقشپارت دوازدهمدو هفته از آخرین صحبت جدی لیانا و تهی...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒باران دوباره شروع شده بود.همان...

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط