میخواستم زندگی کنمراهم را بستند

می‌خواستم زندگی کنم،راهم را بستند
ستایش کردم،گفتند خرافات است
عاشق شدم،گفتند دروغ است
گریستم،گفتند بهانه است
خندیدم،گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید،می‌خواهم پیاده شوم !
دیدگاه ها (۲۴)

اوّل دفتر سالم بنویسید حسینبرکت روزی و مالم بنویسید حسینرازق...

من ..یک عالمه راه آمده‌ام برای رسیدن به تو...من نمی توانم را...

هر چه می نویسماول و آخر توییتمامِ من درگیرِ عشق توستاما جایت...

لب‌های سرخی از عسل شیرین تر آورده💋آنقدر شیرین است شورش را در...

زندگی یک اتاق با دو پنجره نیست ،زندگی هزاران پنجره دارد …یاد...

part 6

دوست دختر اجاره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط