نکتهها و پیام های سوره انسان آیه 1:
نکتهها و پیام های سوره انسان آیه 1:
1- برای بیدار کردن وجدان خفته، گاهی مسائل قطعی در قالب سؤال مطرح میشود. چنانکه مادر از فرزند خود میپرسد: آیا من به تو شیر ندادم؟ در این آیه هم کلمه «هَلْ» به معنای «قد» میباشد. هَلْ أَتی عَلَی الْإِنْسانِ ... یعنی به تحقیق، بر هر انسانی دورانی گذشته که چیز قابل ذکر نبوده است.
2- ناچیز بودن انسان گاهی طبیعی است، «لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً» ولی گاهی به خاطر عملکرد نامناسب، انسان خودش را به مرز ناچیز بودن میرساند. چنانکه قرآن میفرماید: یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْءٍ حَتَّی تُقِیمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ... ای اهل کتاب! اگر کتاب آسمانی را برپا ندارید، هیچ هستید. « مائده 68»
3- در تفسیر جمله" لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً":" چیز قابل ذکری نبود" نیز نظرات دیگری اظهار شده است، از جمله اینکه:
انسان به هنگامی که در عالم نطفه و جنین بود موجود قابل ذکری نبود، ولی بعدا که مراحل تکامل را پیمود به موجودی قابل ذکر تبدیل شد.
ذرات وجود انسان هر کدام در گوشهای پراکنده بود، در میان خاکها، در لابلای قطرات آب دریاها، در هوایی که در جو زمین وجود دارد، مواد اصلی وجود او هر کدام در گوشه یکی از این سه محیط پهناور افتاده بود، و او در میان آنها در حقیقت گم شده، و هیچ قابل ذکر نبود.
در حدیثی از امام باقر ع نقل شده که فرمود:" انسان" در" علم خدا" مذکور بود، هر چند در" عالم خلق" مذکور نبود
امام صادق علیه السلام میفرماید: انسان در تقدیر الهی بود، ولی چیز موجودی نبود.
4- آیا منظور از" انسان" در اینجا نوع انسان است، و عموم افراد بشر را شامل میشود؟ یا خصوص حضرت آدم است؟.
آیه بعد که میگوید ما انسان را از نطفه آفریدیم قرینه روشنی بر معنی اول میباشد، هر چند بعضی معتقدند که" انسان" در آیه اول به معنی حضرت " آدم" و" انسان" در آیه دوم اشاره به فرزندان آدم است، ولی این جدایی در این فاصله کوتاه بسیار بعید به نظر میرسد.
در بعضی از تفاسیر نیز آمده که منظور از" انسان" در اینجا علماء و دانشمندان است که قبل از فرا گرفتن علم قابل ذکر نبودند، اما بعد از رسیدن به نظام علم در میان همه مردم، در حیات و بعد از موتشان، همه جا ذکر آنها است.
5- بعضی نقل کردهاند که" عمر بن خطاب" این آیه را از کسی شنید گفت ای کاش آدم هم چنان غیر مذکور باقی مانده بود، و از مادرزاده نمیشد، و فرزندانش مبتلا نمیشدند!
و این سخن تعجب آور است چرا که در واقع ایرادی است به مساله آفرینش.
6- انسان موجودی نوآفریده و حادث است.
7- انسان در مسیر وجودی خود، روند تکاملی داشته و مراحلی را طی نموده است: ابتدا وجود نداشت، «لَمْ یَکُ شَیْئاً» « مریم، 67» بعد از بوجود آمدن هم، چیز قابل ذکری نبود.
8- یاد ضعفها، غرور انسان را برطرف و او را تسلیم خداوند میکند.
1- برای بیدار کردن وجدان خفته، گاهی مسائل قطعی در قالب سؤال مطرح میشود. چنانکه مادر از فرزند خود میپرسد: آیا من به تو شیر ندادم؟ در این آیه هم کلمه «هَلْ» به معنای «قد» میباشد. هَلْ أَتی عَلَی الْإِنْسانِ ... یعنی به تحقیق، بر هر انسانی دورانی گذشته که چیز قابل ذکر نبوده است.
2- ناچیز بودن انسان گاهی طبیعی است، «لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً» ولی گاهی به خاطر عملکرد نامناسب، انسان خودش را به مرز ناچیز بودن میرساند. چنانکه قرآن میفرماید: یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْءٍ حَتَّی تُقِیمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ... ای اهل کتاب! اگر کتاب آسمانی را برپا ندارید، هیچ هستید. « مائده 68»
3- در تفسیر جمله" لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً":" چیز قابل ذکری نبود" نیز نظرات دیگری اظهار شده است، از جمله اینکه:
انسان به هنگامی که در عالم نطفه و جنین بود موجود قابل ذکری نبود، ولی بعدا که مراحل تکامل را پیمود به موجودی قابل ذکر تبدیل شد.
ذرات وجود انسان هر کدام در گوشهای پراکنده بود، در میان خاکها، در لابلای قطرات آب دریاها، در هوایی که در جو زمین وجود دارد، مواد اصلی وجود او هر کدام در گوشه یکی از این سه محیط پهناور افتاده بود، و او در میان آنها در حقیقت گم شده، و هیچ قابل ذکر نبود.
در حدیثی از امام باقر ع نقل شده که فرمود:" انسان" در" علم خدا" مذکور بود، هر چند در" عالم خلق" مذکور نبود
امام صادق علیه السلام میفرماید: انسان در تقدیر الهی بود، ولی چیز موجودی نبود.
4- آیا منظور از" انسان" در اینجا نوع انسان است، و عموم افراد بشر را شامل میشود؟ یا خصوص حضرت آدم است؟.
آیه بعد که میگوید ما انسان را از نطفه آفریدیم قرینه روشنی بر معنی اول میباشد، هر چند بعضی معتقدند که" انسان" در آیه اول به معنی حضرت " آدم" و" انسان" در آیه دوم اشاره به فرزندان آدم است، ولی این جدایی در این فاصله کوتاه بسیار بعید به نظر میرسد.
در بعضی از تفاسیر نیز آمده که منظور از" انسان" در اینجا علماء و دانشمندان است که قبل از فرا گرفتن علم قابل ذکر نبودند، اما بعد از رسیدن به نظام علم در میان همه مردم، در حیات و بعد از موتشان، همه جا ذکر آنها است.
5- بعضی نقل کردهاند که" عمر بن خطاب" این آیه را از کسی شنید گفت ای کاش آدم هم چنان غیر مذکور باقی مانده بود، و از مادرزاده نمیشد، و فرزندانش مبتلا نمیشدند!
و این سخن تعجب آور است چرا که در واقع ایرادی است به مساله آفرینش.
6- انسان موجودی نوآفریده و حادث است.
7- انسان در مسیر وجودی خود، روند تکاملی داشته و مراحلی را طی نموده است: ابتدا وجود نداشت، «لَمْ یَکُ شَیْئاً» « مریم، 67» بعد از بوجود آمدن هم، چیز قابل ذکری نبود.
8- یاد ضعفها، غرور انسان را برطرف و او را تسلیم خداوند میکند.
- ۱.۵k
- ۰۷ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط