پدرم هم شاعر بود

پدرم هم شاعر بود
من از موج موی یار گفتم
او از موج سرش در جنگ
دیدگاه ها (۲)

ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻬﺮ ﺯﯾﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯼ ؟ﻣﻦﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺭﮐﻌﺖ ...

سرﻧﻮﺷﺖ ﻣﻦ ﻭ ﮐﻨﻌﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﯾﮑﯿﺴﺖ .ﻫﺮﺩﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻮﯼ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ...

.

غم همان زیره و این سینه همان کرمان استپیش من باش نرو...........

ایچیگو

پرسید: جنگ تموم شد؟گفتم تموم شد.گفت تو عقب کشیدی یا جنگ تموم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط