گر مرا از خود نمیدانی ندان

گر مرا از خود نمیدانی ندان
پیش من دیگر نمیمانی نمان
اسم تو ورد لبانم گشته است
گرچه نامم را نمیخوانی نخوان
به عکست خیره ماندم تا سحرگاه
تو را با دیده خواندم تا سحرگاه
به پیشم تا نشستی در دل شب
غم از این سینه راندم تا سحرگاه
من بیادت می‌نشینم تاسحرگاه
دیدگاه ها (۵)

اجازه خواستن #حضرت_علی_اکبر از #امام_حسین علیه‌السلام برای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط