بند دلم را به کفش هايت گره زده بودم که هرجا رفتي دلم را ب

بند دلم را به کفش هايت گره زده بودم که هرجا رفتي دلم را با خود ببري، غافل از اينکه تو پابرهنه ميروي و بي خبر!
دیدگاه ها (۶)

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻪ دوست دخترش گفته ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨ...

آدم که هیچی......یه شونه تخم مرغ پیدا نمیکنیم سرمونو بذاریم ...

قدیما یکسیبوده بش میگفتن مرد زندگی،،،،بحق جیزای ندیده نشنیده...

یکی از فانتزیام اینه که مخاطب خاصمو ببرم خونه با خانواده بشی...

دل به دریا زده بودم که براش ماهی بیارم یه سبد صدف بسازم رو س...

آنقَدَر محو تو بودم که زبانم بند شد این چنین شد که دلم محو ت...

«دلتنگم…نه برایِ آنچه ندارم،که برایِ صحنِ تو، برایِ آرامشِ ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط