اِمام حُسِین (علیه السلام) بنویس برعرش وبرفرش خدا یارویار

اِمام حُسِین (علیه السلام) بنویس برعرش وبرفرش خدا یارویاریار،باخون خدا وخداوند که عشق می آفرید نام تو بر قُبه ی معنا کشید اولش از اولش جرعه در جرعه زیبایی با تو نوش شد ای مقدس مرد عالم خوش امانت می کِشی فطرت اعلی به رخسار جهانی می کِشی عشق را وشور رابا هزاران شعبه بر جان میکِشی این چنین با تو تجلی میکند حقانیت ظلم تسلیم تو شد مظلوم پیروز شرف اکتفا بر ظلم با تو صف شکن معنا شده با تو این هست جهان والا بود معنی ِ عبد وعبادت وشور وشهادت مهرووفا حالابود اشک تقدیسی شود بر دل واکسیری شود با تو وقتی تا تو گریه میکنم با تواین احساس غم لاهوتی است ای تونورتابیده برسرلوحه ی انسانیت قلبها را که معنا میکنی دست تسلیم مرا بر سینه شیدا میکنی پای چشمم میدود هرجا که نامت می رود وسعادت بر دربی مانده است معرفتِ باحسین را خوانده است تا بگوید کاروانی راه شد غربت خوبی شد وآشوب شد وخدابا توانتهای وحی شد ای دو صد حیران دنیا کجا آواره اید با تمام دل بیا نوری صلایت میزند بهر سُبوح سُبوح قدم های خدایی آمدیم دل بگو خالی نباشد سوز دل معنا طلب دارد زعشق صحرای سرخ نشانی که با حوالی دل ما عَلَم است خورشید مات ومبهوت زمین در عجب است آه ها می بارند دُرعاشق برنور خدا می گرید اوتقریر زیبایی این میدان است آه که برترین خلق خدا برخاک است این ،چه صحراست آیه هایی پاره چاره ها با دل صد چاک شود دنباله پا به پا آوار است وصلابت برپاست خون نشان عاشق طلب جرعه زِ،هر سوی زمان می بارد دست ها لب به لب عاشقی اند وزمین تب دار است شور هجومی که تا عرش رسید چشم ها خون بارند در هوایت سَر وسودا سرِسودا دارند دل فردا به زمان می گرید
دیدگاه ها (۱)

اسامی 72 تن از شهدای دشت کربلااین اسامی طبق حروف الفبا نوشته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط