پارت ۵«چانمین»
پارت ۵«چانمین»
#چند_پارتی
#چانمین
در با صدای غریچ ای باز شد، مردی سیاه پوش، با ماسک وارد شد، چاقو در دست داشت و سونگمین با چشایی که انگار از کاسه میخواستند در بیایند نگاه میکرد، نمیدانست فریاد بزند، ساکت باشد، کاری کند یا نه...
(مرد ~)
~هی تو، پاشو
♡چرا ت تو کی هستی (اروم و با بغض)
مرد رفت سمته سونگمین و بیهوشش کردو بلندش کرد و بردش عمارت جیسون
«معرفی جیسون: یکی از دشنمای چان بود و همیشه باهم توی جنگ و دعوا بودن»
سونگمین بیدار شد، و به اطرافش نگاه کرد
♡عوضییی(گسگیاا🗣) بازم کنیننن، به چان بگم میکشتتوننننن
(جیسون ٪)
٪ هوی حرومی (والا حرومی جدوآباد خودتونه ارباب جیسون🙄🖕) ببند گالتو
♡نمیبندم عوضییی
٪ منتظر صاحبتم بیاد دنبالت
مغزممممممممم نمیکشههه🗣 درس دارم بعدا ادامه میدم بای بای ✨
#چند_پارتی
#چانمین
در با صدای غریچ ای باز شد، مردی سیاه پوش، با ماسک وارد شد، چاقو در دست داشت و سونگمین با چشایی که انگار از کاسه میخواستند در بیایند نگاه میکرد، نمیدانست فریاد بزند، ساکت باشد، کاری کند یا نه...
(مرد ~)
~هی تو، پاشو
♡چرا ت تو کی هستی (اروم و با بغض)
مرد رفت سمته سونگمین و بیهوشش کردو بلندش کرد و بردش عمارت جیسون
«معرفی جیسون: یکی از دشنمای چان بود و همیشه باهم توی جنگ و دعوا بودن»
سونگمین بیدار شد، و به اطرافش نگاه کرد
♡عوضییی(گسگیاا🗣) بازم کنیننن، به چان بگم میکشتتوننننن
(جیسون ٪)
٪ هوی حرومی (والا حرومی جدوآباد خودتونه ارباب جیسون🙄🖕) ببند گالتو
♡نمیبندم عوضییی
٪ منتظر صاحبتم بیاد دنبالت
مغزممممممممم نمیکشههه🗣 درس دارم بعدا ادامه میدم بای بای ✨
- ۷۹۶
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط