رمان نخ سرخ عشق part
رمان نخ سرخ عشق part 9
کارلوس بعده دیدنه مایا ^^ صدرصد پشماش میریزه
مایا از پله های به ارومی پایین میاد و دستش روی میله پله سور میخوره
کارلوس : [لکنت گرفته بچم] عا ع واقعا زیبا شدین خانم کوچیکه
مایا همین طور که به کارلوس نزدیک میشه میگه معمولا ابرازه علاقه نمیکردی چیشده نکنه چیزی تغییر کرده ؟ ( مایا به هویته کارلوس مشکوکه )[درستم مشکوکه 🤌🏻]
<رسیدن به جشن >
جمعیت زیاده ... مایا آدرین رو از لای جمعیت پیدا میکنه دخترا دورشو گرفتن=/
مایا : حسودیی میکنه^^
پس جلو میره و دسته آدرینو میکشه و به کناری میبره
هی آدرین چت شده نکنه تا بیست سالت شد دختر باز شدی ؟ البته ک همیشه بودی
آدرین که حسابیییی از ری اکشنه مایا خوشش اومده (خرذوق)
آدرین : چیه حسودی کردی
مایا : چی ؟ چرا اون وقت من باید به همچین چیزی حسودی کنم ؟ تو برام جز یه برادر احمق نیستی
آدرین: پوز خند میزنه .عه پس اینجوریه ؟
ویو مایا : به آدرین نگاه میکنه منظورش چیه ؟ میخواد چیکار کنه؟
آدرین : دسته یه دختره کاملا رندوم رو میکشه و به خودش نزدیک میکنه کمرشو میگیره ( کمره دختری رندومه رو ) و نزدیک میکنه کمرشو به خودش[ خیلی ]
ویو مایا : این چه کاریهههههههه مطمئن باش بعده جشن اون دخترو میکشم و همچنین تورو
دختره : اه اقای ادرین ل لطفا این کارو نکنید
مایا : تچ . چه حصله سر بر من میرم یه جای دیگه
ویو مایا : چی فکر کردی آدرینه اسکول منم برات دارم
مایا به سمته مارکوس میره
آدرین مایا رو تماشا میکنه ( دختره هنوز کنارشه )
کارلوس : چیزی شده خانم ؟
مایا : هیس فقط همراهیم کن
کارلوس : چ_
مایا دسته کارلوس رو میگیره و میره روی پنچه ی انگشتاش تا به قده کارلوس برسه موهای کارلوس رو نوازش میکنه و یه بوسه به پیشونیش میزنه
ویو کارلوس : نفساش غیر عادی شده ضربان قلبش رفته بالا و خشکش زده . داره چ چیکار میکنه ؟
ویو آدرین : این دختره ی دیوونه چی با خودش فکر کرده که یه بادیگاردو بوس میکنه اون مرده حرومزاده_
ادرین دختره رو ول میکنه و سمته مایا میدوعه
( خب آدرین عاشق شد و از دست رفت پسرم )
دسته مایا رو میکشه سمته خودش ...
کارلوس سریع به خودش میاد ا الان چیشد ؟
دسته آدرینو میبینه که مایا رو میکشه و کارلوس هم دسته مایا رو میگیره و میکشع
(خب دوتاتون از دست رفتید )
مایا : هی آدرین دردم گرفت
آدرین : تو چت شده
کارلوس : ولش کن
آدرین : چه گوهی خوردی؟
کارلوس : گفتم ولش کن
آدرین : اگه نکنم چی کار میخوای کنی ؟
کارلوس تفگش رو در میاره و به سمته آدرین میگیره همین الان دسته کثیفت رو عقب میکشی
آدرین جا میخوره
آدرین : میخوای تهدیدم کنی نکنه عاشقه مایا شدی
کارلوس : اره عاشقشم پس حاضرم همین الان سرت رو بدنت جدا کنم
آدرین : چه گوهی خوردی تو عاشقشی میدونی که اون ماله منه دیگه ؟
ادامه دارد....
کارلوس بعده دیدنه مایا ^^ صدرصد پشماش میریزه
مایا از پله های به ارومی پایین میاد و دستش روی میله پله سور میخوره
کارلوس : [لکنت گرفته بچم] عا ع واقعا زیبا شدین خانم کوچیکه
مایا همین طور که به کارلوس نزدیک میشه میگه معمولا ابرازه علاقه نمیکردی چیشده نکنه چیزی تغییر کرده ؟ ( مایا به هویته کارلوس مشکوکه )[درستم مشکوکه 🤌🏻]
<رسیدن به جشن >
جمعیت زیاده ... مایا آدرین رو از لای جمعیت پیدا میکنه دخترا دورشو گرفتن=/
مایا : حسودیی میکنه^^
پس جلو میره و دسته آدرینو میکشه و به کناری میبره
هی آدرین چت شده نکنه تا بیست سالت شد دختر باز شدی ؟ البته ک همیشه بودی
آدرین که حسابیییی از ری اکشنه مایا خوشش اومده (خرذوق)
آدرین : چیه حسودی کردی
مایا : چی ؟ چرا اون وقت من باید به همچین چیزی حسودی کنم ؟ تو برام جز یه برادر احمق نیستی
آدرین: پوز خند میزنه .عه پس اینجوریه ؟
ویو مایا : به آدرین نگاه میکنه منظورش چیه ؟ میخواد چیکار کنه؟
آدرین : دسته یه دختره کاملا رندوم رو میکشه و به خودش نزدیک میکنه کمرشو میگیره ( کمره دختری رندومه رو ) و نزدیک میکنه کمرشو به خودش[ خیلی ]
ویو مایا : این چه کاریهههههههه مطمئن باش بعده جشن اون دخترو میکشم و همچنین تورو
دختره : اه اقای ادرین ل لطفا این کارو نکنید
مایا : تچ . چه حصله سر بر من میرم یه جای دیگه
ویو مایا : چی فکر کردی آدرینه اسکول منم برات دارم
مایا به سمته مارکوس میره
آدرین مایا رو تماشا میکنه ( دختره هنوز کنارشه )
کارلوس : چیزی شده خانم ؟
مایا : هیس فقط همراهیم کن
کارلوس : چ_
مایا دسته کارلوس رو میگیره و میره روی پنچه ی انگشتاش تا به قده کارلوس برسه موهای کارلوس رو نوازش میکنه و یه بوسه به پیشونیش میزنه
ویو کارلوس : نفساش غیر عادی شده ضربان قلبش رفته بالا و خشکش زده . داره چ چیکار میکنه ؟
ویو آدرین : این دختره ی دیوونه چی با خودش فکر کرده که یه بادیگاردو بوس میکنه اون مرده حرومزاده_
ادرین دختره رو ول میکنه و سمته مایا میدوعه
( خب آدرین عاشق شد و از دست رفت پسرم )
دسته مایا رو میکشه سمته خودش ...
کارلوس سریع به خودش میاد ا الان چیشد ؟
دسته آدرینو میبینه که مایا رو میکشه و کارلوس هم دسته مایا رو میگیره و میکشع
(خب دوتاتون از دست رفتید )
مایا : هی آدرین دردم گرفت
آدرین : تو چت شده
کارلوس : ولش کن
آدرین : چه گوهی خوردی؟
کارلوس : گفتم ولش کن
آدرین : اگه نکنم چی کار میخوای کنی ؟
کارلوس تفگش رو در میاره و به سمته آدرین میگیره همین الان دسته کثیفت رو عقب میکشی
آدرین جا میخوره
آدرین : میخوای تهدیدم کنی نکنه عاشقه مایا شدی
کارلوس : اره عاشقشم پس حاضرم همین الان سرت رو بدنت جدا کنم
آدرین : چه گوهی خوردی تو عاشقشی میدونی که اون ماله منه دیگه ؟
ادامه دارد....
- ۱.۵k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط