موج بیتاب شدم،در تب و حیران خودم
موج بیتاب شدم،در تب و حیران خودم
دایما در تپش و بی خبر از جان خودم
مرهم دوست شدم،هر چه که با اوست شدم
حال خاکستر پاشانم و ویران خودم
موج دیوانه شدم،ساحل من زار گریخت
مات و زنجیری تقدیرم و گریان خودم
هوس زندگی وشادی من رخت ببست
رو به پایانم و خاموش و پریشان خودم...
دایما در تپش و بی خبر از جان خودم
مرهم دوست شدم،هر چه که با اوست شدم
حال خاکستر پاشانم و ویران خودم
موج دیوانه شدم،ساحل من زار گریخت
مات و زنجیری تقدیرم و گریان خودم
هوس زندگی وشادی من رخت ببست
رو به پایانم و خاموش و پریشان خودم...
- ۱.۳k
- ۲۰ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط