یا رب به در تو روســیاه آمده ام

یا رب به در تو روســیاه آمده ام
بر درگه تو به اشک و آه آمده ام

اذنم بده راهم بده ای خـالق من
افکنده سر و غرق گناه آمده ام

عمرم به گناه ومعصیت شد سپری
با بار گنه حضور شاه آمده ام

گم کرده ره و منزل پرخوف وخطر
طی کرده بسوی شاهراه آمده ام

یارب تو کریمی و رحیمی و عطوف
بــا عــذر و اشــتـبـاه آمــده ام

غــفــار توئی صــمـد توئی بـنـده منم
محتاجم و با حال تباه آمــده ام

با بـیـم و امـیـد و حـالـت اســتــغــفـار
با چشم تر و نامه سیاه آمده ام

یـا رب تــو بــده بـــرات آزادی مـن
درمـانده مـنم بهر پـنـاه آمـــده ام

من معترفم به جرم و عصیان و گـناه
در بـارگـهت چو پرِّ کاه آمده ام

دریای کــرم توئی و مـن ذره خــاک
با لطف تواینگونه به راه آمده ام

دسـت مـن افـتـاده نـالان تـو بـگـیـر
چون یوسفم و ز قعر چاه آمده ام

یا رب به مـحـمـد و عـلـی و زهـرا
پهـلوی شکـسته را گواه آمـده ام

حقّ حـسـن و حسـیـن و اولاد حسین
نـومـید مکن که روسیاه آمده ام

بـر نــامــه اعـمـال مـحـبـت نـظـری
بر عمر گذشته عذرخواه آمده ام
دیدگاه ها (۵)

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است ...

يك عمر تو زخم هاي ما را بستي هر روز كشيدي به سر ما دستي شعبا...

مادر با او تماس گرفت و از او خواست مقداری میوه را پوست بکند ...

روز جوان مبارکمقام معظم رهبری:توصیه ی من به شما جوانان عزیز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط