Part 34:
Part 34:
Margaret:....
این الان جدیه؟
این یه عروسی ساختگی بوده.
چرا انقدر فاز برمی داره.
پسره مشنگ،دیوانه ،خل و چل.
تو شک بودم!
+«تو الان جدی هستی؟»
_«من با هیشکی شوخی ندارم.اگه بچه دار شدیم،پرسیدن چجوری ازدواج کردیم!حرفی داریم بزنیم.»
بعدشم مستانه خندید!
پسره مشنگ.
_«زنم میشی؟»
نمی دونم،من الان چی باید بگم.
+«اره.»
بلند شد،حلقه رو دستم کرد.
کمرمو گرفت،و یه بوسه رو لبم گذاشت.
Margaret:....
این الان جدیه؟
این یه عروسی ساختگی بوده.
چرا انقدر فاز برمی داره.
پسره مشنگ،دیوانه ،خل و چل.
تو شک بودم!
+«تو الان جدی هستی؟»
_«من با هیشکی شوخی ندارم.اگه بچه دار شدیم،پرسیدن چجوری ازدواج کردیم!حرفی داریم بزنیم.»
بعدشم مستانه خندید!
پسره مشنگ.
_«زنم میشی؟»
نمی دونم،من الان چی باید بگم.
+«اره.»
بلند شد،حلقه رو دستم کرد.
کمرمو گرفت،و یه بوسه رو لبم گذاشت.
- ۱۱۹
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط