غزلی تازه بگویم چه کنم از همه دست بشویم چه کنم نیمه ش
غزلی تازه بگویم ؟چه کنم ؟از همه دست بشویم ؟چه کنم ؟نیمه شب بی هدف وسرگردان گز کنم کوچه به کوچه چه کنم ؟پشت هر پنجره تا ساعت ها بنشینم به خیالت که بیایی به خیالم ؟ چه کنم ؟بعد هر ثانیه فالی بزنم از حافظ ؟تا رسد فالمو حالم بگشایی ؟چه کنم ؟زیر باران بروم شهربه شهر خیس اشکم بشوم ابر به ابر ؟خنجر ناله بکوبم سینه ؟جرعه جرعه بخورم زهر به زهر ؟....بخدا آنچه که گفتم آنی ست !...حال من بدتر از آن زندانی ست !...#تو نباشی همه ی شعر وغزل همه ی کوچه وباغ همه ی باده و نوش همه ی خاطره ها !....مثل بالیست که پرپر شده اند....
- ۷۶۰
- ۰۴ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط