به چشمهایم زل زد و گفت: "با هم درستش می‌کنیم "...

به چشمهایم زل زد و گفت: "با هم درستش می‌کنیم "...
چه لذتی داشت این با هم!
حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمی‌شد، حتی اگر تمام سرمایه‌ام بر باد می‌رفت ...
حسی که به واژه‌ی " با هم " داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه نمی‌کردم.
تنها کسی که وحشت تنهایی را درک کرده باشد، می‌تواند حس من را در آن لحظات درک کند.
دیدگاه ها (۱)

حذف کن کسانی را ک باعث غمت می‌شوندبیش از حد که کوتاه بیایی م...

دیوانه ای را تصور کنهی می گوید من دیوانه نیستم:)همانقدر محکم...

.‍ چرند است...این که می گویند اگر دل زنی شکست،دیگر نمی تواند...

ما دیر رسیدیم به همخیلی دیرآنقدر که پاهایمبرای رسیدن به تومی...

اگه دوست داشتی فالو کن رفیق 🫶 @BMLIMITابرمانیفستِ بهرام محمد...

•───── 💠✨💰✨💠 ─────•ابرمانیفستِ بهرام محمدی برای استقرارِ نظم...

همه‌ی تلاشم را کردم؛ تمامِ چراغ‌های وجودم را برایشان روشن نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط