قند و هِل با دهنت خو می کرد

قند و هِل با دهنت خو می کرد

زعفران کامِ تو را بو می کرد



استکان، لب به لبت دوخته بود

چای هم از لبِ تو سوخته بود.

پ.ن عکاس خودم
دیدگاه ها (۱۹)

مادربزرگ میگفت :)چای را باید توی قوری چینی دم گذاشت، قوری‌ چ...

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

#in_your_eyes part_۸۹ویو کایلاچشمام توی چشمای خمارش قفل شددی...

شاهکاری به نام دروغ

Which one part ۱۶تقریبا متن رو حفظ بودم که یک نفر اومد و گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط