نگاه می کنم از هر طرف سوار تویی

نگاه می کنم از هر طرف سوار تویی

نشسته یک تنه بر صدرِ روزگار تویی

هزار لحظه گذشت و هزار لحظه دلم

به سینه سر زد و ... دیوانه را قرار تویی

تو را ندارم و دلتنگم و ... دلم قرص است

که انتهای خوشِ صبر و انتظار تویی

خزان اگرچه شکسته ست شاخه هامان را

بیا پرستو جان، مژده ی بهار تویی

بخوان به نام گل سرخ، عاشقانه بخوان

بخوان که سایه و سیمین و شهریار تویی

به رغمِ ابر سیه جامه روشنایی هست

که آفتابِ بلندِ طلایه دار تویی

به اعتبارِ تو امید تازه خواهد شد

در این زمانه ی بی مایه اعتبار تویی

اگرچه بخت به من پشت کرده باکی نیست

مرا هزار امید است و هر هزار تویی
دیدگاه ها (۱)

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم؟ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه ک...

جهان کوچک من از تو زیباستهنوز از عطر لبخند تو سرمستواسه تکرا...

...

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا ...

نگاه می کنم از هر طرف سوار تویینشسته یک تنه بر صدرِ روزگار ت...

گاه می کنم از هر طرف سوار تویینشسته یک تنه بر صدرِ روزگار تو...

گاه می کنم از هر طرف سوار تویی نشسته یک تنه بر صدرِ روزگار ...

نگاه می کنم از هر طرف سوار تویینشسته یک تنه بر صدرِ روزگار ت...

نگاه می کنم از هر طرف سوار تویینشسته یک تنه بر صدرِ روزگار ت...

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروع شادی و پایان انتظار توی...

.یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهتیک سو منم و حسرت یک لحظه نگاه...

تسلیت

از پرده اگر ماه پری چهره برآیدبا غمزه‌ی مستانه خود، جلوه‌گر ...

امیر نقدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط