همچنان وعدهی بخشایش شاهنشاهش

همچنان وعده‌ی بخشایش شاهنشاهش
می‌کشد گمشدگان را به زیارتگاهش


نه در آیینهء فهم است؛ نه در شیشهء وهم
عاقلان آینه خوانندش و مستان آهش


به من از آتش او در شب پروانه شدن
نرسیده است به جز دلهره‌ء جانکاهش


از هم آغوشی دریا به فراموشی خاک
ماهی عمر چه دید از سفر کوتاهش؟


کفن برف کجا؟ پیرهن برگ کجا؟
خسته‌ام مثل درختی که از آذر ماهش


باز برگرد به دلتنگی قبل از باران
سورهء توبه رسیده است به بسم الله‌اش
فاضل نظری
اقلیت
دیدگاه ها (۲)

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد از جادة سه‌شنبه شب قم شروع...

هی من میگم چی شده جدیدا هی عکس خاتمی رو میذارن بزرگ مرد پشت...

الان میفهمم چقدر آقا است آقای آقا !!! با چند جور اختلاف سلیق...

یه خاطره تلخ! من کلا قیافم خیلی بیشتر از سنم نشون میده اوخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط