پارت اول

پارت اول
ات ویو :
امروزم مثل همیشه وقتی از خواب بیدار شدم تختم رو مرتب کردم دست وصورتم رو شستم و صبحونه رو خوردم آماده شدم تا برم بیرون (شیفت کاری ات ۵ بعد از ظهر تا ۱۲ شب) همین جوری داشتم کنار ساحل قدم میزدم که لیا زنگ زد (لیا دوست صمیمی ات هست و از بچه گی با هم دوست بودن)
مکالمه ات با لیا:
ات :جواب داد وگفت :مشترک مورد نظر در کنار ساحل موجود است .
لیا : ات بدون من رفتی بیرون اصلا باهات قهرم .
ات:قهر باش.
پایان مکالمه . ات ویو:
به ساعت نگاه کردم دیدم ساعت شده ۳ سریع یه تاکسی گرفتم رفتم خونه اول لباس هام رو عوض کردم و شروع کردم به درست کردن نودل با کیمچی بعد خوردن ظرف ها رو شستم رفتم حموم اومدم بیرون دیدم ساعت ۴ونیم هست روتین پوستیم رو انجام دادم مو هام رو خشک کردم و یه آرایش خیلی لایت انجام دادم لباس هام رو عوض کردم عطرم که بوی گل رز میداد رو زدم دیدم ساعت ۵ونیم هست خیالم راحت شد چون تا بار فقط ۲۰ دقیقه راه هست اومدم بیرون یه تاکسی گرفتم و رفتم سمت بار وقتی رسیدم داخل بار فقط ۲ نفر بیشتر نبود رفتم سمت اتاق رئیس در زدم رفتم داخل تعظیم کردم وگفتم: سلام رئیس کی حقوق این ماه من رو میدید؟
(رئیس بار رو باک هیون می نویسم)
باک هیون :باشه بعد از کارت بیا بهت میدم.



لطفا حمایت کنید تازه کارم.
دیدگاه ها (۰)

پارت دومادامه ات ویو:به سمت اتاق خدمتکارا حرکت کردم و لباسم ...

پارت سومکوک:به بادیگارد هام اشاره کردم ببرنش.ات:جیغغغغ ولم ک...

فیک ( ارباب)شخصیت ها : ات / جونگ کوک جونگ کوک: پسری جذاب - ه...

پرنسس من پارت یک /فصل ۱ویو اتصبح پاشدم و کارایی لازم رو انجا...

پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط