نیستی و تیره تر می کند

نیستی و تیره تر می کند
خاکستریِ مرا
هاشور پرطعنه باران...
دیدگاه ها (۲)

حواس شهرپرت باران استحواس من آغشته به عطر تو...

همین بارانِ آهستههمین نجوایِ گنجشکانهمین عطری که می‌آید؛نگاه...

ای باد سبک بار ؛مرا بگذر و بگذار ؛

مثل یک دکمه جدا می شوم از پیرهنت فکرم این استچه کسوصله ی پیر...

مرا در روز باران دفن کنید تا از غم بی کسی ام تنها باران گریه...

غم بعضی وقت‌ها شبیه باران نیست که ببارد و تمام شود؛شبیه مه ا...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۱: دانش‌آموز تازه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط