دختر کوچکی از پدرش پول خواست که برای دوستش هدیه بخرد.

دختر کوچکی از پدرش پول خواست که برای دوستش هدیه بخرد.
پدرش گفت: ندارم.
دختر عصبانی رفت پیش مادرش و گفت: آدم قحطی بود که زن این
گدا شدی؟.
دیدگاه ها (۲)

‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌  ‌ׂMooֵnlight fɑׅirყ @seh.yun t𖫲he ...

ملک از اون کاراکترهای تنهاو زخم خورده اس که آدم دلش میخواد م...

••دَرگیرِ عِشقِ تُو••برای آخرین بار خودش رو توی اینه نگاه کر...

مگر می‎شود هدیه ما را ندیده بگیرد؟!🔹 علامه مصباح یزدی: ‌واقع...

گاهی آدم خسته نیست...فقط دیگه توانِ ادامه دادن نداره.بعضی آد...

دیروز با راغب جان رفتیم خونه همیشگی حمید بعد گذشت چند ماه ما...

شهید علی قاریان‌پور، چهاردهم مرداد ماه سال ۱۳۴۳ در شهر قزوین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط