لحظه ای پیش من ای یار طبیبانه بیا

لحظه ای پیش من ای یار طبیبانه بیا
سینه ام پر شده از مهر صمیمانه بیا

اشک جاری شده از چشم من خسته ز غم
بهر نابودی این ، بغض غریبانه بیا

خشک شد خنده به لبهای من افسرده
مردم از حسرت یک خنده ی مستانه بیا

همچو خورشید ، برای دل تاریک منی
روشنی بخش من و خانه و کاشانه بیا

به زمستان وجودم پی گرمای توام
بوی تو نکهت باران بهارانه  ، بیا

چشم شهلای تو ای یار ، قرار دل من
عاشقم بر نگه پاک نجیبانه بیا

گرچه از این دل عاشق ، تو خطاها دیدی
گذر از جرم و خطاها و کریمانه بیا 💜
دیدگاه ها (۱)

وقتی یه روز کار اداری نکرده باشی تصورت از نگهبان هم تصور فان...

🔸طرف در حد بخشدار جوادآباد ورامین هم نیست و در پرت بودن و بی...

یكباره دلم گفت كه بنویس كلامیدر وصف بلند مرتبه و شاه مقامیدس...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام ...

#شعر_قدیمی ✨بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدمدر من نگر در م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط