دوپارتی
#دو_پارتی
#درخواستی
#نامجون
[ادامه پارت ۲]
-هی خوبی؟
و دوباره خون دماغ شدم....
انگار علاقه خاصی به دیوار داشتم...
+خوبم....جدی که نگفتی نه؟
-کاملا جدیام
همونجا سرم گیج رفت و چیزی جز سیاهی ندیدم....
بیدار که شدن یه جای غریبی بودم....
نمیشناختم....اونجارو
-خوبی؟ بالاخره به هوش اومدی؟
+من کجام....
-بیمارستان....زیاد خون دماغ میشی؟ گفتن کم خونی شدید داری!
+واقعا؟ نه خیلی نه
-جواب بهم ندادی
+چه؟
-باهام قرار میزاری؟...
+خب.....آره
و این دوپارتی تموم شد اما شروعی برای عاشقانه کیم نامجون و کیم ا.ت بود
☆پایان☆
#درخواستی
#نامجون
[ادامه پارت ۲]
-هی خوبی؟
و دوباره خون دماغ شدم....
انگار علاقه خاصی به دیوار داشتم...
+خوبم....جدی که نگفتی نه؟
-کاملا جدیام
همونجا سرم گیج رفت و چیزی جز سیاهی ندیدم....
بیدار که شدن یه جای غریبی بودم....
نمیشناختم....اونجارو
-خوبی؟ بالاخره به هوش اومدی؟
+من کجام....
-بیمارستان....زیاد خون دماغ میشی؟ گفتن کم خونی شدید داری!
+واقعا؟ نه خیلی نه
-جواب بهم ندادی
+چه؟
-باهام قرار میزاری؟...
+خب.....آره
و این دوپارتی تموم شد اما شروعی برای عاشقانه کیم نامجون و کیم ا.ت بود
☆پایان☆
- ۳.۶k
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط