مافیای شیطون من
'مافیای شیطون من'
p11.
دید من دارم گریه میکنم گفت...
تهیونگ: بیب من حالم خوبه گریه نکن
ا.ت: (گریه)
لیندا(خودم)🌱
ا.ت بدون هیچ حرفی دویید طرف تهیونگ و سفت بغلش کرد جوری که انگار صد ساله همو ندیدن.
ا.ت کارای ترخیص تهیونگ رو انجام داد و رفتن خونه و پای تهیونگ بعد چند هفته ای خوب شد. ا.ت شماره ی سوهو رو گرفته بود امروز ا.ت قرار بود به سوهو زنگ بزنه که بیاد اینجا و با تهیونگ حرف بزنن و مشکلشونو حل کنن و مثل قبل رفیق بشن...
ا.ت ویو
زنگ زدم به سوهو
(مکالمه ا.ت با سوهو)
ا.ت: الو سلام سوهو خوبی؟
سوهو: سلام ا.ت اره خوبم مرسی ساعت چند بیام؟
ا.ت:آمم خب الان ساعت پنج عه پس ساعت ۶ و نیم اینجا باش
سوهو: اوکی ممنون بای
ا.ت: باییی
(پایان مکالمه)👀
از اتاق اومدن بیرون رفتم طبقه ی پایین
تهیونگ: به به سکسی گرلم که اومدن
ا.ت: عاح تهیونگااا
تهیونگ: تهیونگ نه ددی!!!
ا.ت: باشه ددی
تهیونگ: افرین حالام بیا یکم بشین روش(منظورش دی.کش)
ا.ت: چشمم ددییی عاححح(ناله)😶
رفتم رو دی.ک تهیونگ نشستم و خودمو بالا پایین کردم. خیلی حال داد. بعد ۱۸ مین سواری کردن دوتامون ارضا شدیم ولی عجیب بود اخه کاری نکردیم که.
به هر حال شورت من و باکسر تهیونگ خیس شده بود واسه همین دوتایی رفتیم بالا تو اتاقمون تا عوض کنیم.
یه ست خیلی سکسی شورت و سو.تین پوشیدم و تهیونگ هم به باکسر فقط پوشید دوتامون فقط با لباس زیر بودیم خودمو انداختم رو تخت و زیر پتو سو.تینمو درآوردم پرت کردم چون با اون خوابم نمیبرد تهیونگ هم اومد زیر پتو شروع به خوردن سینه هام و هی میمالیدشون تا اینکه کارش تموم شد و خوابیدیم.
(هنوز تو ا.ت ویو هستیماااا)
از خواب بیدار شدم ساعت ۶ بود پاشدم یادم اومد سوهو قرار بود بیاد پس تهیونگ رو از خواب بیدار کردم...
ا.ت: ددی جونم بیدار شو مهمون قراره بیاد
تهیونگ: آه چه مهمونی بیب؟
ا.ت: من دعوتش کردم بیاد میفهمی کیه پاشو
تهیونگ: اومم باشه
من و تهیونگ رفتیم باهم حموم(استغفرالله🤲🏻🤷♀️)
اومدیم من لباس مهمونی ساده کرم رنگمو پوشیدم یه آرایش سبک لایت کردم و موهامو دم اسبی بستم
تهیونگ هم یه تیشرت و شلوار خیلی سکسی پوشید ساعت ۶ و نیم بود که زنگ در خورد من رفتم در و باز کردم که...
خماریییی🤣🌱
اره دیگه برید حال کنید سه پارت گذاشتممم😼🍓
فردا پارت ۱۲ رو میزارممم💋🎀
p11.
دید من دارم گریه میکنم گفت...
تهیونگ: بیب من حالم خوبه گریه نکن
ا.ت: (گریه)
لیندا(خودم)🌱
ا.ت بدون هیچ حرفی دویید طرف تهیونگ و سفت بغلش کرد جوری که انگار صد ساله همو ندیدن.
ا.ت کارای ترخیص تهیونگ رو انجام داد و رفتن خونه و پای تهیونگ بعد چند هفته ای خوب شد. ا.ت شماره ی سوهو رو گرفته بود امروز ا.ت قرار بود به سوهو زنگ بزنه که بیاد اینجا و با تهیونگ حرف بزنن و مشکلشونو حل کنن و مثل قبل رفیق بشن...
ا.ت ویو
زنگ زدم به سوهو
(مکالمه ا.ت با سوهو)
ا.ت: الو سلام سوهو خوبی؟
سوهو: سلام ا.ت اره خوبم مرسی ساعت چند بیام؟
ا.ت:آمم خب الان ساعت پنج عه پس ساعت ۶ و نیم اینجا باش
سوهو: اوکی ممنون بای
ا.ت: باییی
(پایان مکالمه)👀
از اتاق اومدن بیرون رفتم طبقه ی پایین
تهیونگ: به به سکسی گرلم که اومدن
ا.ت: عاح تهیونگااا
تهیونگ: تهیونگ نه ددی!!!
ا.ت: باشه ددی
تهیونگ: افرین حالام بیا یکم بشین روش(منظورش دی.کش)
ا.ت: چشمم ددییی عاححح(ناله)😶
رفتم رو دی.ک تهیونگ نشستم و خودمو بالا پایین کردم. خیلی حال داد. بعد ۱۸ مین سواری کردن دوتامون ارضا شدیم ولی عجیب بود اخه کاری نکردیم که.
به هر حال شورت من و باکسر تهیونگ خیس شده بود واسه همین دوتایی رفتیم بالا تو اتاقمون تا عوض کنیم.
یه ست خیلی سکسی شورت و سو.تین پوشیدم و تهیونگ هم به باکسر فقط پوشید دوتامون فقط با لباس زیر بودیم خودمو انداختم رو تخت و زیر پتو سو.تینمو درآوردم پرت کردم چون با اون خوابم نمیبرد تهیونگ هم اومد زیر پتو شروع به خوردن سینه هام و هی میمالیدشون تا اینکه کارش تموم شد و خوابیدیم.
(هنوز تو ا.ت ویو هستیماااا)
از خواب بیدار شدم ساعت ۶ بود پاشدم یادم اومد سوهو قرار بود بیاد پس تهیونگ رو از خواب بیدار کردم...
ا.ت: ددی جونم بیدار شو مهمون قراره بیاد
تهیونگ: آه چه مهمونی بیب؟
ا.ت: من دعوتش کردم بیاد میفهمی کیه پاشو
تهیونگ: اومم باشه
من و تهیونگ رفتیم باهم حموم(استغفرالله🤲🏻🤷♀️)
اومدیم من لباس مهمونی ساده کرم رنگمو پوشیدم یه آرایش سبک لایت کردم و موهامو دم اسبی بستم
تهیونگ هم یه تیشرت و شلوار خیلی سکسی پوشید ساعت ۶ و نیم بود که زنگ در خورد من رفتم در و باز کردم که...
خماریییی🤣🌱
اره دیگه برید حال کنید سه پارت گذاشتممم😼🍓
فردا پارت ۱۲ رو میزارممم💋🎀
- ۳.۴k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط