ازدواج اجباری P
ازدواج اجباری P:5
ویو دریا
زنگ زدم به لیا بعد سه بوق جواب داد
،علامت لیا÷،
÷الو
+سلام خره
÷سلام آشغال خودم
÷چیشده حالا زنگ زدی
+لیاااا من باید با جئون ازدواج کنم
÷چی،داد،
+چته کر شدم،دیگه حالا باید ازدواج کنم پدسگ شرط گذاشته
÷چه شرطی؟
+،همه ی شرط هارو گفت، تازه باید نیازشو برطرف کنم
÷ودف...
+ولی من عمرا نمیکنم
÷باش من باید برم ددیم کارم داره
+چی ددی؟
÷عا بهت نگفتم بعدا بهت میگم
+باش برو بای بای
÷بای،قطع کرد،
+هعی خدا منم از سر اجبار باید ازدواج کنم ولی خانم،لیارو میگه،از کجا رفته واس خودش ددی پیدا کرده تازه دوستم داره ایش گوه تو شانسم
ویو کوک
_هوف بزار یه زنگ به ته بزنم
،علامت ته×،
×الو
_سلام داداش
×سلام خوبی
_اره تو چطوری
×منم خوبم،چیشده زنگ زدی
_دارم با دختر خانواده پارک ازدواج میکنم،فامیل دریا پارک بود دیگه😑،
×اووو مبارکه
_ازش بدم میاد ولی خیلی زیر خواب خوبیه
×اوهوم
_خوب چیکار میکردی
×با بیبیم وقت میگذروندم
_عا بیبی؟
×اره حالا بعدا تعریف میکنم
×من برم بیبیمو کار دارم
_باش فقط نکنش
×باش بابا خدافظ
_،قطع کرد،
شرط پارت بعد:
لایک:۱۵
کامنت:۸
بازنشر کن شرط ها برسه
ویو دریا
زنگ زدم به لیا بعد سه بوق جواب داد
،علامت لیا÷،
÷الو
+سلام خره
÷سلام آشغال خودم
÷چیشده حالا زنگ زدی
+لیاااا من باید با جئون ازدواج کنم
÷چی،داد،
+چته کر شدم،دیگه حالا باید ازدواج کنم پدسگ شرط گذاشته
÷چه شرطی؟
+،همه ی شرط هارو گفت، تازه باید نیازشو برطرف کنم
÷ودف...
+ولی من عمرا نمیکنم
÷باش من باید برم ددیم کارم داره
+چی ددی؟
÷عا بهت نگفتم بعدا بهت میگم
+باش برو بای بای
÷بای،قطع کرد،
+هعی خدا منم از سر اجبار باید ازدواج کنم ولی خانم،لیارو میگه،از کجا رفته واس خودش ددی پیدا کرده تازه دوستم داره ایش گوه تو شانسم
ویو کوک
_هوف بزار یه زنگ به ته بزنم
،علامت ته×،
×الو
_سلام داداش
×سلام خوبی
_اره تو چطوری
×منم خوبم،چیشده زنگ زدی
_دارم با دختر خانواده پارک ازدواج میکنم،فامیل دریا پارک بود دیگه😑،
×اووو مبارکه
_ازش بدم میاد ولی خیلی زیر خواب خوبیه
×اوهوم
_خوب چیکار میکردی
×با بیبیم وقت میگذروندم
_عا بیبی؟
×اره حالا بعدا تعریف میکنم
×من برم بیبیمو کار دارم
_باش فقط نکنش
×باش بابا خدافظ
_،قطع کرد،
شرط پارت بعد:
لایک:۱۵
کامنت:۸
بازنشر کن شرط ها برسه
- ۲۷۹
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط