پارت ۱۳۴
پارت ۱۳۴
پرش زمانی ///
*امروز خواستم با کیان برم بیرون *
رزت : فیونا خوبه؟
فیونا : بله بانو شما همینجوریش هم خوشگلین
رزت : ممنون پس من دیگه میرم
* داشتم میرفتم که خوردم به بابام *
رزت : آخ... ببخشید
کلود : نه خواستم بیام پیشت
رزت : عع چرا
کلود : این چیه؟
* مکس رو آورد بالا *
رزت : امم اینو کیان بهم کادو داد
کلود : کادو؟
رزت : خب خودم ازش خواستم
کلود : باشه.... بیا بگیرش
* گرفتمش *
رزت : ممنون
* دویدم و رفتم تو اتاقم *
رزت : تچ تو پیش بابام چیکار میکردی
کیان : ولش کن گناه داره
رزت : مگه نگفتم نیا
کیان : خب جنابعالی یه ساعت منتظرم
رزت : باشه
کیان : حالا چیشده؟
رزت : رفته بود پیش بابام
کیان : راستی من فهمیدم جادوش چیه
رزت : چیه؟
کیان : بیا بریم بهت میگم
رزت : باشه....
* رفتیم بیرون عمارت *
کیان : هروقت میو میکنه غیب میشه جایی که میخواد ظاهر میشه
رزت : چی؟
کیان : جادوی مکس رو میگم
رزت : میدونم فقط نفهمیدم
کیان : خب هروقت که میو میکنه غیب میشه و جایی که میخواد ظاهر میشه مثلا از توی اتاق تو میو میکنه غیب میشه یه جای دیگه ظاهر میشه
رزت : برگام
پرش زمانی ///
*امروز خواستم با کیان برم بیرون *
رزت : فیونا خوبه؟
فیونا : بله بانو شما همینجوریش هم خوشگلین
رزت : ممنون پس من دیگه میرم
* داشتم میرفتم که خوردم به بابام *
رزت : آخ... ببخشید
کلود : نه خواستم بیام پیشت
رزت : عع چرا
کلود : این چیه؟
* مکس رو آورد بالا *
رزت : امم اینو کیان بهم کادو داد
کلود : کادو؟
رزت : خب خودم ازش خواستم
کلود : باشه.... بیا بگیرش
* گرفتمش *
رزت : ممنون
* دویدم و رفتم تو اتاقم *
رزت : تچ تو پیش بابام چیکار میکردی
کیان : ولش کن گناه داره
رزت : مگه نگفتم نیا
کیان : خب جنابعالی یه ساعت منتظرم
رزت : باشه
کیان : حالا چیشده؟
رزت : رفته بود پیش بابام
کیان : راستی من فهمیدم جادوش چیه
رزت : چیه؟
کیان : بیا بریم بهت میگم
رزت : باشه....
* رفتیم بیرون عمارت *
کیان : هروقت میو میکنه غیب میشه جایی که میخواد ظاهر میشه
رزت : چی؟
کیان : جادوی مکس رو میگم
رزت : میدونم فقط نفهمیدم
کیان : خب هروقت که میو میکنه غیب میشه و جایی که میخواد ظاهر میشه مثلا از توی اتاق تو میو میکنه غیب میشه یه جای دیگه ظاهر میشه
رزت : برگام
- ۱۵۰
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط