نانوایی بودم 2 تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث میکر

نانوایی بودم 2 تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث میکردن ...

اولی : برو بابا من زودتر اومدم!!!

دومی گفت : به من نگو بابا به من بگو عمو ، به من که میگی بابا من نسبت به مامانت احساس مسئولیت پیدا میکنم!!









ی همچین نسلی تو راهه .... خدا به دادمون برسه...
دیدگاه ها (۲)

پارت اول _ دنیای عجیب

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟐_ نمیخوام حتی یه کلمه از حرفاتو بشنومم در...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟑جونگکوک:اره دیگه عشق بچگیش همون دختره ...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^part:7 ...

My lovely neighbor part : 48

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

تو صف نون بودم ديدم 2تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط