شاید فاصله بینِ مان فرسخ ها باشد

شاید فاصله بینِ مان فرسخ ها باشد
شاید دست هایمان هیچگاه هم دیگر را لمس نکرده ؛
نگاهمان در هم گره نخورده و گوش هایمان نجوای عاشقی را نشنیده باشد!
شاید عطرِ تنِ هم را استشمام نکرده باشیم ،
هیچ چیز مشترکی بینمان نبوده و یا حتی خاطره ای که یادآورِ حضور تو در من باشد..
تنها وجه اشتراکِ مان قلب هایمان بوده
که عاشقانه در گوش هم زمزمه ی دوستت دارم را فریاد میزد و قطعا قلب هایمان از هر نزدیکی نزدیک تر بود!
خوب میدانم که سخت دوستت دارم...
من و تو معجزه را خوب میفهمیم
عشق چیزی جز این نیست...
شاید دنیایِ مان جدا باشد؛ سهم یکدیگر نباشیم و یا حتی طلوع و غروبمان یکی نباشد!
اما حتم دارم که دوستت دارم...
من روزهای دل مرده ی زندگی را تنها به شوقِ شنیدنِ دوستت دارم های تو سپری میکنم...
به عطر و حسی که این واژه دارد
به عشقی که در آن نهفته است
شاید تو همان اندوه پنهان شده در شادی باشی !
آری
تو آمدی تا فصل به فصل زندگی ام شادی و غم هایش یکی باشد..
دیدگاه ها (۱)

هیچوقت نتوانستم حال و فکر آدم هایی را که یک بارِ پا به زندگی...

برایش نوشتم و نوشتم و نوشتمخواستم که بماندخواستم که بسازدتما...

خدایادر این شبدلهای دوستانم راسرشار از نور و شادی کنو آنچه ر...

باور کنی یا نکنی میخواهم تو را فراموش کنم !!دلم میخواهدآمدنت...

آنیا:چرا باید ناراحت بشم؟خوب شاید چون... چون... یادته وقتی ب...

کامل گوش کن بعد نظرتو بگوخدا می گوید...هر آنکس را که بیشتر ا...

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط