‍ درمن زنی ست که هرصبح

‍ درمن زنی ست که هرصبح
بساط دلددادگیش را
درلبخندهایش میچکاند
شمعدانی هارا
کنارپاگرد دلش میگذارد
وازرخت آویزدلتنگی
پیراهن سپیدتنهاییش رابرمیدارد
کنارخلوت اتاق میگذارد...

دست میبردبه موهایش
عطرگل نسترن را
درهوامیپاشد ...
عشق'' رابرچشم هایش می تکاند...
به صورت پنجره های بسته دست میکشد...
تاهروقت آمدی
چترمهربانیش را
روی سرت حصارکند...
تادوست داشتن""
کوچه های باران زده ی تنهایی را...
آذین ببندد""
درمن زنیست...که تنهابه آمدن باران فکرمیکند...به آمدن صبح
وهرچه که رایحه ی لبخندهای
توراداشته باشد...
دیدگاه ها (۱۱)

مث همیشه عالی دمتون گررررم چش حسوداتون کوووور

اییینهههه هواداری چ ببازه چ ببره ورزشگارومیترکونه ایییینهههه...

این ها چه می گویند ؟ روزِ عشق ؟ خودمانیم ! چه صبری دارند بعض...

با افتخار و بیشتر از هر روزی پرسپولیسیَم تیمی که میبازه صدرِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط