part:12

part:12

ات:آره زیاد میام اینجااون تو درسام کمکم کرد منم اینجا رو بهش معرفی کردم چون بهش احتیاج داشت
نامجون:که اینطور
جیمین هم با سردی بهم نگاه میکرد
داشتم با اعضا(بجز جیمین)حرف میزدم که صدای پیامک از گوشی جیمین اومد گوشیش رو برداشت و اون چهره سرد و بی احساس خوشحال شد و لبخند رو لبش اومد
ذهن ات:یعنی کی بهش پیام داده که اینهمه ذوق کرده
راوی:ات عزیزم داری زیاده روی می کنی دیگه ذوق نکرد فقط لبخند زد
ات:نخیرم وقتی وقتی میگم ذوق کرده بگو چشم
راوی:چشم ادامه پارت تا آن نزده شتکمون کنه
وبعد از چند ثانیه گوشیو گذاشت تو جیبش
جیمین :من باید برم خداحافظ
همه: خداحافظ (ات هم خداحافظ آرومی گفت)
جیمین رفت
جیهوپ :پسری دختر زلیل
که جین به پای هوپی زد با چشماش اشاره کرد به ات وات هم جوری رفتار میکرد که انگار عین خیالش نیست
ذهن ات: میدونستم............. میدونستم اون یکی دیگه رو دوست داره ........... وی بخاطر همین بود منو ول کرد.......آه لعنتی(بی ادب)
کوک:هیونگ جیمین امروز آهنگ رو داد بیرون بخاطر همین خوشحال (لبخند فیک)
شوگا:آره وی دی نیم امروز خیلی ازش تعریف کرد(لبخند فیک)
ات:من باید برم دیگه راستی مامان گفت امشب بیای خونه قبلیمون میخواد باهامون حرف بزنه (رو به نامجون)
نامجون:پس بالاخره اومدن
ات:آره
نامجون:باشه خداحافظ
ات رو به همه : خداحافظ
همه : خداحافظ
تهیونگ:ات ممکن دیر کنی من میرسونمت

ادامه دارد
لایک
کامنت
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۱۰)

part:11استایل اسلاید دوم رستوران ویو ات:داشتم میرفتم داخل که...

part:10ساعت19:00 خانه ی ات و برادرشتهیونگ:ات نمیاد خیلی وقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط