یک غزل مهمان چشمانت شدم............

یک غزل مهمان چشمانت شدم............




یک جهنم سوختم من تا ابد ................







#سعید_خاکسار
دیدگاه ها (۳)

شانه خالی می کنی ازعشق ورزیدن ولی.آنقدر ترفند دارم تا گرفتار...

به یک پلک تو می بخشم ...................تمام روز و شب ها را...

هرچه شد انبوه تر گیسوی تو............... می شود اندوه تر ......

تیر و مرداد و شهریور، بهانه است........... با تو هر فص...

"چشمانت؟ چشمانت مانند اوقیانوسی میماند کہ من چند سالے میشود ...

گرچه من دیگر نمیبینم گل روی تو را خاطراتت را در غم خانه مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط