تابع قوانین جمهوری اسلامی

تابع قوانین جمهوری اسلامی

(واقعا دیگه داره کفرم در میاد ، همش گزارش 😐😐)

+تو...تو الان روی من دست بلند کردی ؟


انگار که خودشم تازه متوجه شده چه غلطی کرده که شوک زده بهم نگاه می‌کنه ، تعادلمو از دست میدم و یقه اشو میگیرم و شروع به جیغو داد میکنم


+تو به چه حقی دست روم بلند کردی ها؟ من بخاطر چی از اون طلاق گرفتم ها ؟ میخواستم زیر بار کتکو حرف زور نرم ، وعده های الکی بهم دادی ، همشون الکی بودن ، برات متاسفم عوضی ، گولم زدی


~نزدم، من...من...اشتباه کردم یونا...ب...ببخشید...دست خودم نبود


+د نه دیگه نمیشه بزنی و بعد بگی دست خودم نبود ، مطمئن باش ندارمش اون مادر عفریته ات اینجا جای من بود نمیزدیش...من هیچوقت شانش باهام نبوده ، از شوهر هیچ شانسی نبردم...من اخلاقای هیونو خیلی خوب می‌شناختم ، توهم برادرشی ، اخلاقای گندتون باهم مو نمیزنه

این رو گفتم و به سمت اتاقم رفتم و درو محکم به هم کوبیدمو قفلش کردم ، ازش بعید نیست که نصفه شبی بیاد تو اتاقم
دیدگاه ها (۱)

#تپش.قلب.من Part 6تهیونگ:هست چون تو قراره مامان بچه هام بشیا...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 146♡⁠。⁠)⁩لباس م...

رمان

Dark hearth

۴۴

وقتی...(پارت چهارم)

پسر بد (58)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

forcer by your sideبه اجبار کنار تو part:17ویو جینا صبح با د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط