✅ استعداد و توان ایجاد تغییر

✅ استعداد و توان ایجاد تغییر

✍‌ مرد جوان فقیر و گرسنه ای دلتنگ و افسرده روی پلی نشسته بود و گروهی از ماهی‌گیران را تماشا می کرد.

در حالیکه به سبد پر از ماهی کنار آنها چشم دوخته بود ، گفت : کاش من هم یک عالمه از این ماهی ها داشتم ؛ آن وقت آن ها را می فروختم و لباس و غذا می خریدم.

یکی از ماهی‌گیران پاسخ داد : ‌اگر لطفی به من بکنی ، هر قدر ماهی بخواهی به تو می دهم و ادامه داد : این قلاب را نگه دار تا من به شهر بروم و به کارم برسم.

مرد جوان با خوشحالی این پیشنهاد را پذیرفت و شروع به ماهیگیری کرد .

ماهی ها مرتب طعمه را گاز می زدند و یکی پس از دیگری به دام می افتادند طوریکه تا مرد ماهیگیر بازگردد ، او تعداد زیادی ماهی گرفت و از این کار خوشش آمده و شادمان شد.

مرد مسن تر وقتی برگشت ، گفت : همه ی ماهی ها را بردار و برو ؛ اما می خواهم نصیحتی به تو بکنم : دفعه بعد که محتاج بودی وقت خود را با خیال‌بافی تلف نکن.
قلاب خودت را بینداز تا زندگی ات تغییر کند ؛ زیرا هرگز آرزوی ماهی داشتن تور ما را پر از ماهی نمی کند.

🔅 برای رسیدن به آنچه که از خدا طلب می کنی ، گامی هم خودت بردار !

@Aavaonava
‎‌‌‌‎  ‎‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۰)

این ۵ کار را نکن:۱. هیچ‌وقت دربارهٔ رویاها و آرزوهایت با کسی...

LESSON

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀𓆩 پــارت دوازدهــم 𓆪 🖤🥀اتاق در تاریکی مطلق فرو رفت...

پارت معرفی

🦢 پارت نوزدهم | محافظجنگکوک هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بود.عکس...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

قایقی خواهم ساخت ..

p24× تو حتی نمی‌دونی اون شب واقعاً چه اتفاقی افتاد، تهیونگ.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط